خاورمیانه روز جمعه ۱۶ مردادماه شاهد یکی از مهمترین تحولات امنیتی سالهای اخیر بود؛ تحولی که میتواند معادلات قدرت در منطقه را وارد مرحلهای تازه کند. رجب طیب اردوغان رئیسجمهور ترکیه، شهباز شریف نخستوزیر پاکستان و محمد بنسلمان ولیعهد عربستان سعودی در کاخ الصفا در شهر مقدس مکه گرد هم آمدند و «توافقنامه دفاع مشترک مکه» را به امضا رساندند؛ توافقی که با حضور شماری از مقامهای ارشد نظامی، ازجمله فیلد مارشال عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، شکل رسمی به خود گرفت. فیصل بن فرحان، وزیر امور خارجه عربستان این توافق را تأییدکننده «عمق روابط برادرانه و استراتژیک» میان سه کشور دانست و گفت، هدف آن ایجاد محیطی امنتر در منطقه و تأمین منافع مردم ترکیه، پاکستان و عربستان است. اردوغان نیز اظهار داشت که این توافق هیچ کشوری را هدف قرار نمیدهد. اهمیت واقعی این توافق فراتر از روابط سه کشور است؛ چراکه برای نخستینبار ظرفیتهای نظامی، اقتصادی و ژئوپلیتیکی سه قدرت مهم جهان اسلام در قالب یک چارچوب دفاعی مشترک به یکدیگر متصل میشود.
مادهای شبیه ماده ۵ ناتو
مهمترین بخش توافق مکه، تعهد صریح اعضا به دفاع متقابل است. براساس این سازوکار، حمله مسلحانه به یکی از سه کشور، حمله علیه هر سه عضو تلقی خواهد شد؛ بندی که از نظر منطق بازدارندگی، شباهت قابلتوجهی به ماده ۵ پیمان آتلانتیک شمالی، ناتو، دارد.اهمیت این بند زمانی بیشتر مشخص میشود که ظرفیتهای سه کشور در کنار یکدیگر قرار گیرد. ترکیه یکی از مهمترین ارتشهای عضو ناتو و قدرتهای نظامی منطقه است؛ پاکستان تنها قدرت هستهای جنوب آسیا محسوب میشود و عربستان نیز با تکیه بر منابع عظیم انرژی و قدرت اقتصادی خود یکی از بازیگران اصلی جهان عرب است. ترکیب این سه ظرفیت میتواند، یک بلوک امنیتی جدید و اثرگذار در منطقه ایجاد کند. محرک اصلی شکلگیری این توافق را باید در شرایط متشنج غرب آسیا جستوجو کرد؛ منطقهای که درگیر رویارویی آمریکا و ایران، بحرانهای دریایی در دریای سرخ و حملات موشکی و پهپادی حوثیها علیه زیرساختهای حیاتی عربستان است. در چنین شرایطی هر سه کشور از مذاکره میان تهران و واشنگتن حمایت میکنند و نسبت به گسترش جنگ و تبدیل شدن آن به یک بحران منطقهای نگرانی دارند. برای عربستان، مسئله ابعاد اقتصادی و امنیتی همزمان دارد. ادامه حملات میتواند صادرات نفت، زیرساختهای حیاتی و حتی اهداف اقتصادی چشمانداز ۲۰۳۰ را تحتتأثیر قرار دهد. ترکیه نیز نگران پیامدهای انسانی و اقتصادی گسترش جنگ است؛ بهویژه احتمال ورود موج گستردهای از پناهجویان ایرانی به خاک این کشور میتواند، فشار سنگینی بر اقتصاد و زیرساختهای آنکارا وارد کند. پاکستان نیز به دلیل مرز مشترک با ایران مستقیماً در معرض پیامدهای امنیتی هرگونه تشدید درگیری قرار دارد.
ریاض و جستوجوی تضمین امنیتی جدید
یکی از مهمترین دلایل استقبال عربستان از توافق مکه، نگرانی فزاینده ریاض درباره قابلیت اتکای تضمینهای امنیتی سنتی غرب بهویژه آمریکاست. تحولات سالهای اخیر نشان داده که کشورهای منطقه دیگر نمیخواهند، تمام امنیت خود را به حضور و تصمیم قدرتهای خارجی وابسته کنند. در چنین شرایطی عربستان تلاش دارد، منابع بازدارندگی خود را متنوع کند. همکاری با پاکستان در این زمینه از مدتی پیش آغاز شده بود. اسلامآباد با استقرار اسکادرانهایی از جنگندهها و سامانههای پدافند هوایی HQ-9 ساخت چین در تأسیسات عربستان عملاً بخشی از ظرفیت دفاعی خود را در اختیار ریاض قرار داده بود. توافق مکه اکنون میتواند این همکاریهای دوجانبه را به چارچوبی سهجانبه و رسمیتر ارتقا دهد.
ترکیه؛ صادرات تسلیحات در کنار نفوذ منطقهای
برای آنکارا، توافق مکه تنها یک پیمان امنیتی نیست؛ بلکه میتواند، ابزاری برای افزایش نفوذ سیاسی و نظامی ترکیه در شبهجزیره عربستان و حتی مسیرهای راهبردی دریای سرخ باشد. ترکیه طی سالهای اخیر به یکی از صادرکنندگان مهم صنایع دفاعی تبدیل شده و حضور در یک چارچوب امنیتی مشترک با عربستان و پاکستان، بازار تازهای برای صنایع نظامی این کشور ایجاد میکند. پهپادهای رزمی بایراکتار، بالگردهای چندمنظوره و دیگر تجهیزات دفاعی ترکیه میتوانند، بخشی از همکاریهای آینده باشند. حتی احتمال مشارکت عربستان و پاکستان در برنامه جنگنده نسل پنجم «کاآن» ترکیه نیز میتواند به یکی از مهمترین ابعاد صنعتی این همکاری تبدیل شود. از سوی دیگر پاکستان نیز از این توافق، منافع راهبردی و اقتصادی قابلتوجهی بهدست میآورد. اسلامآباد میتواند، جایگاه خود را بهعنوان یکی از تأمینکنندگان امنیت جهان اسلام تثبیت کند و همزمان از حمایتهای مالی و انرژی عربستان بهره ببرد. اتصال ظرفیتهای نظامی پاکستان به فناوری دفاعی ترکیه و منابع مالی عربستان میتواند، توان این کشور را برای ایفای نقش منطقهای افزایش دهد.
آیا «ناتوی اسلامی» متولد شده است؟
اکنون یکی از مهمترین پرسشها این است که آیا توافق مکه را باید آغاز شکلگیری یک «ناتوی اسلامی» دانست؟ برخی تحلیلگران چنین تعبیری را برای توصیف این چارچوب بهکار بردهاند؛ هرچند مقامهای ترکیه تأکید کردهاند که توافق ماهیتی کاملاً دفاعی دارد و جایگزین تعهدات دوجانبه یا چندجانبه موجود نخواهد شد. با این حال نامگذاری رسمی هرچه باشد، واقعیت این است که ترکیب ظرفیتهای سه کشور قابل توجه است: دلارهای نفتی و توان اقتصادی عربستان، فناوری نظامی و صنایع دفاعی ترکیه و نیروی انسانی و تجربه نظامی پاکستان. چنین ترکیبی میتواند یک وزنه جدید در معادلات امنیتی خاورمیانه ایجاد کند؛ وزنهای که در صورت توسعه همکاریها، ظرفیت مقابله با برخی تهدیدهای منطقهای را بدون اتکای کامل به قدرتهای خارجی خواهد داشت. ظهور این چارچوب البته تنها در پایتختهای خاورمیانه دنبال نمیشود. هند نیز با دقت تحولات را زیر نظر خواهد داشت؛ زیرا هرگونه نزدیکی راهبردی میان پاکستان و دو قدرت مهم خاورمیانه میتواند برای دهلینو دارای پیامدهای امنیتی و ژئوپلیتیکی باشد. توافق مکه را میتوان، نشانهای از حرکت تدریجی منطقه به سمت معماری امنیتی مبتنی بر ظرفیتهای داخلی دانست. موفقیت این پیمان اما صرفاً به امضای اسناد وابسته نیست. میزان هماهنگی عملیاتی، اشتراک اطلاعات، برگزاری رزمایشهای مشترک، یکپارچگی سامانههای دفاعی و مهمتر از همه، اراده سیاسی سه کشور برای اجرای تعهدات متقابل تعیین خواهد کرد که این توافق تا چه اندازه میتواند به یک اتحاد امنیتی واقعی تبدیل شود. با این حال یک پیام روشن از مکه مخابره شده است: ترکیه، پاکستان و عربستان قصد دارند در برابر تحولات آینده منطقه، سهم بیشتری از مسئولیت امنیتی خود را برعهده بگیرند؛ تغییری که اگر تداوم پیدا کند، میتواند خط مبنای ژئوپلیتیکی خاورمیانه را برای سالهای آینده دگرگون کند.